صفحه 1 : فرهنگ شهروندی
صفحه 2 : خبر همدان
صفحه 3 : خبر همدان
صفحه 4 : شهرستان
صفحه 5 : خبر همدان
صفحه 6 : زندگی با کتاب
صفحه 7 : ایران و جهان
صفحه 8 : فرهنگ شهروندی
۳۰
شهریور
۱۴۰۵
شماره
۶۲۶۳
عناوین صفحه
هگمتانه، گروه فرهنگ شهروندی: گاهی یک دفتر ساده، یک بسته مدادرنگی یا یک کیف مدرسه میتواند بیش از آنچه تصور میکنیم معنا داشته باشد؛ میتواند نشانهای از دیدهشدن، امید و تعلق به جامعه باشد. در همین نگاه، پویش بزرگ جمعآوری نوشتافزار «پروانههای میناب» با برگزاری «جشن بزرگ مهربانی» تلاشی بود برای تبدیل حمایت از دانشآموزان به یک حرکت جمعی و اجتماعی؛ حرکتی که در کنار کمک به کودکان، ظرفیت مهمی برای تقویت فرهنگ شهروندی و مسؤولیتپذیری اجتماعی دارد.
این برنامه با همت همراهان و نیکاندیشان و با هدف حمایت از دانشآموزان و ترویج فرهنگ همدلی و مشارکت اجتماعی برگزار شد. «جشن بزرگ مهربانی» با برنامههای متنوع فرهنگی و هنری و حضور بابک افرا، احسان مهدی، پیام صارم در بخش ایستگاه خنده، اجرای عمو حمید و قصهگویی با گویش همدانی توسط سنا طهماسیان، این رویداد را به برنامهای خانوادگی و اجتماعی تبدیل کرد.
ما نسبت به یکدیگر مسؤولیم
اما اهمیت چنین برنامهای صرفاً به جمعآوری نوشتافزار یا برگزاری یک رویداد فرهنگی محدود نمیشود. ارزش اصلی این حرکت را باید در پیامی جستوجو کرد که به شهروندان منتقل میکند: «ما نسبت به یکدیگر مسؤولیم.»
فرهنگ شهروندی زمانی شکل میگیرد که افراد جامعه، خود را جدا از مسائل و نیازهای دیگران نبینند. شهروندی تنها به رعایت قوانین شهری، حفظ پاکیزگی محیط یا احترام به حقوق دیگران خلاصه نمیشود؛ بلکه مسؤولیتپذیری، مشارکت اجتماعی، توجه به گروههای نیازمند و تلاش برای بهبود کیفیت زندگی دیگران نیز بخشی از آن است. پویشهایی مانند «پروانههای میناب» میتوانند این مفاهیم را از سطح شعار به عرصه عمل وارد کنند.
تقویت سرمایه اجتماعی
یکی از مهمترین برکات چنین برنامههایی، تقویت سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی در سادهترین تعریف، همان اعتماد، ارتباط و همکاری میان اعضای جامعه است. هنگامی که مردم میبینند گروهی از شهروندان برای حمایت از کودکان و دانشآموزان کنار یکدیگر قرار گرفتهاند، احساس تعلق و اعتماد اجتماعی نیز تقویت میشود. افراد درمییابند که حل بسیاری از مسائل اجتماعی الزاماً تنها از مسیر نهادهای رسمی نمیگذرد و خود مردم نیز میتوانند بخشی از راهحل باشند.
الگویی آموزشی برای نسل جدید
از سوی دیگر، مشارکت در امور خیر میتواند الگویی آموزشی برای نسل جدید باشد. کودکی که همراه خانواده خود یک دفتر، مداد یا بخشی از وسایل مورد نیاز دانشآموز دیگری را تهیه و اهدا میکند، در عمل مفاهیمی مانند بخشندگی، همدلی و مسؤولیت اجتماعی را تجربه میکند. این تجربه، بسیار اثرگذارتر از آموزش صرفاً نظری است؛ زیرا ارزشهای اجتماعی زمانی ماندگار میشوند که افراد فرصت تجربه کردن آنها را داشته باشند.
عرصههایی برای تعامل اجتماعی، گفتوگو و شکلگیری تجربههای مشترک شهروندان
برگزاری این برنامه در فضای عمومی شهر نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. میدانها، پیادهراهها و فضاهای شهری تنها محل عبور و مرور نیستند؛ آنها میتوانند به عرصههایی برای تعامل اجتماعی، گفتوگو و شکلگیری تجربههای مشترک شهروندان تبدیل شوند. زمانی که یک رویداد فرهنگی و خیرخواهانه در چنین فضایی برگزار میشود، موضوع نیکوکاری از یک فعالیت محدود و خصوصی فراتر میرود و به بخشی از زندگی اجتماعی شهر تبدیل میشود.
هنر؛ پلی میان سرگرمی
و مسؤولیت اجتماعی
حضور هنرمندان و چهرههای فرهنگی نیز میتواند به دیدهشدن بیشتر چنین حرکتهایی کمک کند. موسیقی، اجرای طنز، قصهگویی و برنامههای سرگرمکننده، فضای مناسبی ایجاد میکنند تا خانوادهها با انگیزه بیشتری در یک رویداد اجتماعی حضور پیدا کنند. در این میان، هنر میتواند پلی میان سرگرمی و مسؤولیت اجتماعی باشد و پیام همدلی را با زبانی ساده و اثرگذار به مخاطبان منتقل کند.
از همت شهرداری تا مشارکت شهروندان در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی
از منظر مدیریت شهری نیز حمایت از چنین برنامههایی میتواند بخشی از رویکرد فرهنگی شهر باشد. شهرداریها علاوه بر وظایف عمرانی و خدماتی، میتوانند زمینه مشارکت شهروندان در فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی را فراهم کنند. البته تداوم و اثربخشی این اقدامات زمانی بیشتر خواهد شد که مشارکت شهروندان، تشکلهای مردمی، خیرین، مدارس، خانوادهها و مجموعههای فرهنگی در کنار یکدیگر قرار گیرد. در نهایت، شاید مهمترین پیام «جشن بزرگ مهربانی» این باشد که برای ساختن آیندهای بهتر، همیشه به اقدامات بزرگ و پرهزینه نیاز نداریم. گاهی یک دفتر، یک مداد و حتی چند ساعت وقت گذاشتن برای یک حرکت جمعی میتواند آغازگر زنجیرهای از رفتارهای مسؤولانه باشد.
گامی در مسیر ساختن شهری همدلتر و انسانیتر
جامعهای که در آن شهروندان نسبت به آینده کودکانش احساس مسؤولیت میکنند، در مسیر ساختن شهری همدلتر و انسانیتر گام برمیدارد. «پروانههای میناب» میتواند نمونهای از همین نگاه باشد؛ نگاهی که در آن مهربانی فقط یک احساس فردی نیست، بلکه به یک رفتار اجتماعی و یک فرهنگ عمومی تبدیل میشود. امروز شاید سهم هر شهروند کوچک باشد، اما وقتی این سهمها کنار یکدیگر قرار میگیرند، نتیجه میتواند بسیار بزرگتر از مجموع کمکهای فردی باشد: کودکی که با امید بیشتری سال تحصیلی خود را آغاز میکند و شهری که شهروندانش بیش از گذشته به یکدیگر احساس تعلق دارند. این همان جایی است که یک مداد ساده، فراتر از یک وسیله آموزشی، میتواند به نمادی از همدلی تبدیل شود؛ نمادی از اینکه آینده روشن، با مشارکت امروز ما ساخته میشود.